تبليغاتX
asiye-eshgh.blogfa.com
neveshtehayam dar ayyame tanhaeiyam
 معشوق بی وفا
نمی خوام دیگه برات گریه کنم                         

که همیشه چشمامو بسته دیدی

نمی خوام دیگه واست شعر بخونم                      

که صدامو بی صدایی می دونی

نمی خوام ازت برای دل بگم

که دلم رو تو ویرونه می دونی

نمی خوام بگم چقدر دوست دارم

که دوست داشتنو بی هوده می دونی

نمی خوام دیگه برام شعر بخونی

که فقط از نا امیدی می خونی

نمی خوام دیگه برام نامه بدی

که تو نامه هات از عشقم نمی گی

نمی خوام نمی خوام نمیخوام

نمی خوام.............................                                    

                        

                                         

                                                                 

 

|+| نوشته شده توسط asiye در جمعه هجدهم آبان 1386  |
 حرف های دل من در هنگام دلتنگی ام
امروز دلم خیلی گرقته و این نوشته ها حرقهای امروز دلمه:

از خورم می پرسم دلیل آفرینشم چیست و چرا آمده ام

و اصلا برای چه زنده ام

برای چه در این دنیا نفس می کشم به امید که و چه

از همه دل بریده ام و هر صدایی مرا می آزارد

دیگر صدای بلبلان برایم گوش نواز نیست

و نسیم بهاری روحم را جلا نمی دهد

و کلا از دنیا متنفرم

آخر به امید چه کسی باید نفس بکشم مگر کسی هم هست که کنارم بنشیند تا من از غمهایی که

طی این سالها دل تنگم را پر کرده بگویم

مگر کسی هست که به جای غم در دل تنگم جای گیرد و من به امید آمدنش و دیدن دوباره اش چشم به راه بمانم

مگر چیزی هست که ارزش آن را داشته باشد که برای رسیدن به آن تلاش کنم و به این دنیا دل ببندم

آخر بی دلیل که نمی شود به دنیا دل بست و امید وار بود نمی دانم شاید هم من اشتباه می کنم شاید از زیادی غم دیگر نمی تئانم درست بیندیشم و تصمیم بگیرم ولی هر گونه که هستم فعلا این گونه فکر می کنم

 

http://jananetanha.blogfa.com/rss.aspx

 

|+| نوشته شده توسط asiye در چهارشنبه هفتم شهریور 1386  |
 
راستی دوستان  در مورد خودم می خوام بگم که بازیگر مورد

علاقه ی من محمد رضا گلزار و خواننده ی مورد علاقه ام مجید اخشابیه

این هم چند تا عکس از این دو تا                                

                                                                  

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط asiye در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386  |
 عشق چیه
این سوالیه که برای هر کسی ممکنه مطرح بشه که واقعا عشق چیه و برای چی بعضی ها عاشق

میشن و هزاران سوال ذیگه در مورد عشق

عشق برای بعضی ها که واقعا عاشق هستن یه معنی واقعی از زندگی و از دوست داشتنه و عاشقای

واقعی با وجود عشق خودشون رو فراموش میکنن و به قول شاعر که میگه :

ای مرغ صحر عشق ز پروانه بیاموز

                                     کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

در راه عشق خودشون رو قربانی میکنن و آخرش به عشقشون می رسن (یا تو این دنیا و یا هم تو اون

دنیا)

بعضی های دیگه هم بعداز انجام دادن یه کارایی که به قول خودشون سر گرم کننده است برای این که

کاراشون تکراری نباشه رو خودشون اسم عاشق رو میزارن و یه چند وقتی هم با اون خودشون رو سرگرم

میکنن بعد هم میرن دنبال یه سرگرمی دیگه

و اما گروه سوم

که عشق براشون یه معنی خاص داره و با دیدن چیزی یا کسی عاشق میشن و معمولا هم عاشق

جنس مخالف

حالا ممکنه که به عشقشون برسن و مثل قصه هایی که آخر خوشی داره زندگی خوبی داشته باشن و

یا هم نه به هم میرسن ولی بعد از چند وقت با دنبال کردن رد پاشون به دادگاه می رسیم

و ممکنه هم به عشقشون نرسن و تاآخرعمرشون در فراغ عشق بسوزن و یا بیخیالش بشن و سعی

کنن یه عشق تازه پیدا کنن

حالا بیاین با هم رو راست باشیم شما از کدوم نوعشین ؟

 

|+| نوشته شده توسط asiye در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386  |
 
چشمانم بی فروغ گشته و گوشهایم در انتظار شنیدن صدای جان بخشت هیچ صدایی را نمی شنود

دلم تنگ گشته برای تو برای تو که یار دل تنهایم بودی و با بودنت این دل تنها را با آوای شادی بخش حضورت آشنا می کردی

می خواهم ببینمت اما چگونه؟

می خواهم صدایت کنم آیا صدایم را خواهی شنید ؟

پس با تمام وجودم و از ته دل صدایت می کنم ای برادر

ای برادری که غمخوارم بودی ای کسی که بودنت به من آرامش می بخشید ای ماه آسمان دل تنهایم

من اکنون خواهری غم دیده ام که در آرزوی دیدن دوباره ات جان خواهم سپرد

آسمان دل من با از دست دادن ماهش هر لحظه بی فروغ تر خواهد گشت

و بدان که یادت همیشه در قلب و ذهنم خواهد ماند و با خاطرات روزهای با تو بودنم زندگی خواهم کرد

دوستت دارم ای ماه آسمان دل من

ای برادر عزیزم

 

 

|+| نوشته شده توسط asiye در چهارشنبه دهم مرداد 1386  |
 می نویسم ازعشق

دوباره دلم مي خواهد بنويسم ولي نمي دانم از

 

 

چه و ازكه..............

 

 

دلم مي گويد از عشق بنويس

 

 

آخر شايد حرف هايم تكراري باشد

 

 

نه هر چه از عشق بنويسم باز هم كم نوشته ام و

 

 

باز هم سخنان تازه اي با عشق گفته مي شود

 

 

پس مي نويسم :

 

 

مي نويسم عشق همان گلداني است كه عاشق

 

 

در آن مي رويد

 

 

عشق آسماني است كه ستاره ي هر عاشق در آن

 

 

 مي درخشد

 

 

عشق راهي است كه عاشق آن را پشت سر

 

 

مي گذارد

 

 

عشق سازي است كه عاشق آن را مي نوازد

 

 

عشق آوايي است كه عاشق آن را مي خواند

 

 

عشق گلي است كه عاشق آن را مي بويد و با

 

 

بوييدن آن دوباره

 

 

خود را جوان تر از قبل مي يابد

 

 

پس بايد همچون گلي بروييم

 

 

ستاره اي در آسمان شويم

 

 

را را پشت سر گذاريم

 

 

ساز را بنوازيم

 

 

و گل عشق را ببوييم

 

 

تا بالاخره عشق در قلب هايمان وارد شود و عاشق

 

 

 گرديم

 

    

|+| نوشته شده توسط asiye در چهارشنبه دهم مرداد 1386  |
 

|+| نوشته شده توسط asiye در سه شنبه نهم مرداد 1386  |
 چه کسی می ماند

                     ما نخواهيم ماند

 

 

ما در اين دنيا نخواهيم ماند  

 

 

ما در اين دريا نخواهيم ماند

 

 

ما ميان اين همه موج و تلاطم

 

 

در ميان اين همه امواج نا آرام

 

 

نخواهيم ماند

 

ما ميان ساحل دريا نخواهيم ماند

 

 

ما ميان صدف دريا نخواهيم ماند

 

 

ما ميان خشكي و صحرا نخواهيم ماند

 

 

ما ميان باغ و گل ها هم نخواهيم ماند

 

 

عشق دنيا  هم نخواهد ماند

 

 

موج دريا هم نخواهد ماند

 

 

راز دلها هم نخواهد ماند

 

 

قلب ماها هم نخواهد ماند

 

 

و خود ما هم نخواهيم ماند

|+| نوشته شده توسط asiye در سه شنبه نهم مرداد 1386  |
 ستاره ی عشق
تو همون ستاره ی من توی آسمون عشقم

تو همون گل بهاری توی باغچه ی بهشتم

تو همون نور سفیدی توی مهتابی قلبم

تو همون روح سفیدی توی جسم بی تو سردم

تو ستاره ای تو ماهی تو صدای آشنایی

تو غرور من تو روحم تو ندای آشنایی

ای بهار زندگی بیا و قلبمو بگیر

قلبمو بگیر از اون زمستون سرد و غریب

منو با خودت ببر به اون بهشت زندگی

اون بهشتی که بمونه با تو خوب و موندنی

توی زندگیم تو باشی من بدونم با تو هستم

با تو بودن و می خوام من نمی خوام بی تو بشم من

 

|+| نوشته شده توسط asiye در دوشنبه هشتم مرداد 1386  |
 عشق یابی
قلب ها بی یار ماندند ای خدا

یارها تنها ماندند ای خدا

بی کسی ها روز و شب افزون شود

قلب ها هر روز بی مهر تر شود

یارها از هم جدایی می روند

سازها بهر جدایی می زنند

آن ندای عشق تنها مانده است

عشق بی معشوق نباشد بهتر است

بی کسی سازی است در دنیای ما

عشق یابی معنی رویای ما

این همه رویا خیالی بیش نیست

عشق را دریاب معشوقی که نیست

عشق را دریاب معشوقی بیاب

عاشقی بهتر ز روبا و خیال

 

 

|+| نوشته شده توسط asiye در دوشنبه هشتم مرداد 1386  |
 
 
بالا